متن كامل مصاحبه با امیر سام در برنامه باز هم زندگی ()
اقای مهندس قربانی مدت:66 دقیقه مجری: كشور عزیز ما ایران در طول تاریخ سهم به سزایی در گسترش علم ،تمدن و فرهنگ بشری داشته است چرا كه ما همیشه بزرگانی داشتیم كه طلبه بودند كه در طلب بودند كه طلبگی داشتند ما همیشه نگرانیم نگران یافتن و پاسخ گاه یادگیری ما تنها ساختن انباری است برای جمع اوری و نگه داری پاسخ پاسخهای كه گذشت زمان به خوبی نشان میدهند به كار نخواهند امد چرا كه پرسشهای ما نیز همچون خود ما در رویارویی با جهان مدام در حال تغیر است شاید یادگیری یادگیری رسالت اموزشی ما باشد انچه كه امروز در یونسكو به عنوان معنای اموزش مطرح میشود یادگیری یادگیری در تمام عمر است همان چیزی كه در كشور عزیزمان ایران قرن ها در جریان بوده به شكل طلبگی این برنامه اختصاص دارد به مفهوم و شكل طلبگی در خدمت اقای مجدفر هستیم كارشناس اموزشی و همینطور عده ای از دوستانمان و اساتید امیرسام بهادر: بنده امیرسام بهادر هستم متولد سال 1365 برنامه نوسی را درسن 8 سالگی كار كردم به طور كلی روی مباحث خاص برنامه نویسی هوش مصنوعی كار مداوم داشتم مجری: امیر سام بهادر متولد سال 1365 تهران است امیر سام در سن 8 سالگی توسط خانواده اش به فرانسه اعزام شد و در پاریس علوم مقدماتی كامپیوتر و برنامه نویسی زبان نویسی كامپیوتر را نزد دكتر فرا میگیرد امیرسام بهادر: شرایط انجا واقعا در همان سن یا حتی الان خیلی بهتر از ایران بود اما به هر حال كشورم بود ایران بهتر بود مجبور شدم كه یعنی به خواست خودم برگردم ایران مجری: بعد از بازگشت به ایران امیر سام اطلاعات خود را در زمینه برنامه نویسی تكمیل میكند و سپس دبیلیو تو استی به سیستم عاملی وب است را طراحی میكند امیر سام در سال 2003 مدرك تخصصی و فوق تخصصی خود را در زبان برنامه نویسی از ماكروسیستم دریافت مینماید وی اینك فاكتور سوم اسیا و نفر 5 برنامه نویسی جاوا در جهان است مقالات علمی او در دانشگاه ها و مجامع خارج كشور دعوت نامه های بیشماری را برای وی به همراه داشته است و شركتهای معتبر خارجی به همكاری با او بسیار راغب هستند اما امیر سام ترجیح میدهد فعالیت خارج كشور خود را به صورت پروژه ای انجام دهد او با اندیشه توسعه نرم افزاری كشور گروهی را در زمینه برنامه نویسی جوا تشكیل داده است پدر امیرسام وقتی او 7 ساله بود فوت میكند و سرپرستی او را مادرش را كه مدیر یك شركت ساختمانی است به عهده میگیرد وی در سال 1382 ازدواج میكند امیر سام كتابهای الكترونیكی در زمینه جاوا پیاده سازی پروژه های وب استارت ابلیكیشن را نوشته است .اقای مهندس قربانی از دوستان نزدیك امیر سام هستند كه به من گفتند كه ما با هم همه جا میرویم اشكالی هم ندارد گاهی یك نفر میتواند دو نفر باشد . امیر سام را من نفهمیدم كه چكار كرده و چه خوانده است و چه كارهایی را صورت داده است كسی هست كه از ایشان سوال داشته باشد؟ تماشاگر: این سیستم عامل از در واقع سیستم عامل لینوكس هست یا نه ؟ امیرسام بهادر: نه به هیج وجه تماشاگر: این سیستم عامل با چه پروتوكلهایی كار میكند؟ امیرسام بهادر: Http تماشاگر: سطح امنیت سیستم عامل شما در چه حدی است؟ امیرسام بهادر: در حد سیستمهایی كه الان هست خیلی بیشتر تماشاگر: مدیریت سخت افزاری به چه صورت است ؟ شما با این سیستم عامل هم روی هاردویرها میتوانید به صورت كامل مدیریت كنید تماشاگر: كرنل این سیستم عامل به چه صورتی انجام میشود ؟ امیرسام بهادر: رایت كرنل با خودم بوده و این كه از یكسری ابزارهای خود جاوا استفاده شده است تماشاگر: با اپكیشنهای تحت وب و اپكیشنهای تحت ویندوز در چه سطحی سازگار است ؟ امیرسام بهادر: به طور كلی كاملا فیریكلاپون است با همه كلا میتواند رابطه داشته باشد مجری: من اگر بخواهم درزندگی احساس امنیت كنم باید چه كار كنم ؟شما چرا با هم دوست هستید اقای مهندس قربانی: دوستی ما برمیگردد به همان بحثی كه شما دارید یادگیری و اموزش یادگیری به خاطرهمین یادگیری و داستان اموختن هست كه اقای امیرسام را من توانستم كه پیدا كنم و كشفش كنم مجری: یعنی چی كشفش كردم اقای مهندس قربانی: ببینید كشف كردن ایشان یعنی اینكه من توانستم یك عنصری را در بین شاگردانی كه داشتم در طی این ده سال تدریس پیدا كنم كه واقعا خودكار است یعنی من را یاد دانشجوی خودم و پیشكسوتهای خودم میانداخت من در دوران دانشجویی واقعا خودكار بودم البته بودند دانشجویان و همدوران های من كه واقعا از من هم بیشتر بودند مجری: یعنی چی پیدا كردم اقای مهندس قربانی: ببینید اقای امیر سام وقتی كه با من برخورد كردند در كلاس حدود هفت سال پیش كه 13 ساله بود من داشتم در یك كلاس دانشگاهی درس میدادم و ایشان هم همراه یكی از دوستانشان امده بودند مجری: چرا اقای امیر سام رفتید به كلاس ایشان امیرسام بهادر: من همیشه دوست داشتم كسانی كه به علمش شان مطمئن هستند یك خورده شك داشته باشند مجری: راجع به خودتان صحبت میكنید امیرسام بهادر: نه راجع به تمام استادان عرض كنم كه تمام اساتیدی كه من یادم میاید و از بچگی با انها بودم یك جوری خیلی به خودشان مغرور بودند و مطمئن بودن كه چون حالا استاد دانشگاه هستند یا رتبه علمی خاصی دارند مجری: یعنی ان موقعی كه 12 سالت بود متوجه همه اینها شدی امیرسام بهادر: نه به هر حال این را فهمیده بودم منتها یك بحثی كه بود این بود كه خیلی از اساتیدی كه من میدیدم با اینكه سنم خیلی پایین بود میخواستم یك چیزی را از انها كسب كنم خیلی با غرور این را میگفتند و مطمئن بودند و معمولا هم تمام راه هایی كه من یاد میگرفتم اشتباه بود روی این موضوع از بچگی دوست داشتم كه طرف مقابلم را زیر سوال ببرم مجری: بعد شما رفتید كلاس ایشان كه ایشان را زیر سوال ببرید امیرسام بهادر: بله اما موفق نشدم مجری: خوب زیر سوال رفتید اقای مهندس قربانی: خیلی من را پیچاند سر كلاس مجری: چه جوری اقای امهندس قربانی: سوالات متفاوت فنی یعنی من از یك دانشجو انتظار داشتم این سوالها را بكند نه از یك بچه 13 ساله و سوالاتی میكرد كه در حد استادی بود یعنی نشان داد كه تجربه كاری دارد من یادم است داشتم یك درسی را راجع به مدیریت حافظه یكی از زبانهای برنامه سازی از من میپرسید و من داشتم درس میدادم و ایشان شروع كرد به سوالات سنگین پرسیدن بعد من گفتم شما اینها را از كجا بلیدید و جرقه شد سوال من از ایشان باعث جرقه شد و من هم تمام جوابهایش را دادم به خاطر همین خیلی راحت توانستیم با هم مچ بشویم مجری: به نظرت اینجوری بود مثل ان یكی ها امیرسام بهادر: من و اقای قربانیان همیشه با هم كلنجار داشتیم هنوز هم كه هنوز است سوالات من و دیدگاه های من خیلی با اقای قربانیان متفاوت هست مجری: من خیلی خوشحالم بگویم كه كلی حرف زدیم اما من باز نفهیمدم كه جریان چیست اصلا ماجرا چیست دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: من فكر میكنم كه اتفاقات در مورد امیر سام افتاده یك استثنا است ولی این اتفاقی بود كه ما در مورد همه دانش اموزان و همه نوجوانان اتفاق میافتد و رخ بدهد ببینید شما اول شروع برنامه قبل از معرفی برنامه متنی را برای بینندگان برنامه خواندید تحت عنوان یادگیری یادگیری و اعلام كردید كه ما نگرانیم از این كه ان اموخته هایمان فراموش بشود و در واقع نكته ای را عنوان كردید كه یونسكو انگشت گذاشته روی ان یادگیری یادگیری برای تمام عمر ببینید الان در اموزش دنیا یك اتفاقی افتاده كه باز ما در این حوزه هم دیر داریم وارد میشویم به این گردونه ما سالهای سال در مسائل اموزشیمان یك بحث انتقال اطلاعات یا القای اطلاعات و دانش و اموختنی ها به فراگیرنده توسط معلم و استاد یا فردی كه داشته به او درس میداده بوده و در یك روز موعودی به اسم روز امتحان دانش اموز ان اموخته ها و القائیات استاد خودش را برگرداند و روی ورقه ای به اسم ورقه امتحان باز پس بدهد دانش اموزی كه بیشتر میتوانست این القائیات را بیاورد روی كاغذ ما اسم این را گذاشتیم دانش اموز موفق البته این در اموزش قدیم این مدل نبوده است تقریبا یك چیز است در صد سال اخیر در اموزش و پرورش دنیا اتفاق افتاده است از اواسط دهه 70 میلادی این تفكر یواش یواش شروع شده به شكستن در اموزش دنیا اول یك مفهوم دیگری امده بعد یك مفهوم جدید تری امده ان مفهومی كه اول امد این بود كه شما با یك سازه كارهایی متوجه بشوید كه این چیزی كه روز امتحان دارد به شما باز پس میدهد این را فهمیده است یا نه كه تفكر شناختی پیش امد این تفكر شناختی بیشتر می امد در سوالها نمود پیدا میكرد میگفت كه مثلا سوالهای فقط بازپسدادنی سوالاتی كه دانش اموز فقط باید ان چیزی كه اموخته بیاورد پاز پس بدهد این ها نشان نمیدهد كه یك دانش اموز چه قدر فهمیده است یا دانشجو شما بیاید با یك مكانیزمهایی مشخص كنید كه این بچه این را فهمیده است یا نه اینها معمولا در سوالات نمود پیدا میكرد و بعدها در نوع تدریس معلمها ان تفكر اولیه بیشتر با امتحان و تكرار و تمرین و اینها به نتیجه میرسید این دومی میگفت نه شما روشهای ارائه مطلب را عوض كن این بحث طلبگی كه شما مطرح كردید یعنی دانش اموز در كوران اموزش قرار دارد حالا این تفكر سوم كه تقریبا 10- 12 سال است در دنیا امده التبه همه گیر نشده مدرسه ای نشده در هیچ كشوری دانشگاهی نشده ولی به صورت چاشنی دارند در اموزش ها از ان استفاده میكنند مجری: یعنی طلبگی اول در سیستم اموزشی ما چاشنی است دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: نه الان اصلا هیچ چیزی نیست جایگاهی ندارد در سیستم اموزشی ما تعریف شده در بعضی از جاها مثل ائین نامه های امتحان مجری: امیر سام حالا شما متوجه شدید ایشان چه میگویند امیرسام بهادر: میفهمم دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: سومی میگوید كه دانش اموز را فراگیرنده را ما در موقعیتی قرار بدهیم كه خودش دانش راكسب كند خود ان فردی كه دارد یاد میگیرد دیگر فردی به اسم معلم كه تدریس بكند میرود كنار دانش اموز در موقعیتی قرارمیگیرد كه خودش مثل همان یافتن ارشمیدس خودش پیدا كند الان تك و توك در بعضی از مدارس كشور ما بعضی از معلمان دیوانه شاید اسمش را بتوانیم بگذاریم معملامان بهلول وار دارند از این سیستم استفاده میكنند خیلی صبر و حوصله میخواهد كه معلم دانش را بروز ندهد كه من بلدم صبر كند و شرایط را برای دانش اموز فراهم كند خود دانش اموز این اطلاعات را بیارود دیگر این موقع نمیتوانیم ما یك سقف زمانی قائل شویم بگویم حتما باید نه ماه سال تحصیلی بخواند حتما باید این كتاب 200 صفحه ای را بخواند ممكن است ما حوزی به عمق یك متر داشته باشیم ما شش مفهوم را با دانش اموز كار كنیم ولی خودش دست پیدا كند این تفكر سوم را اصطلاحا میگوند ساخت و ساز گرای یا ایجاد دانش توسط خود اموزنده خود فراگیرند این در مورد امیر سام تصادفا و استثتنایی رخ داده ایشان خودش در یك موقعیتی قرارگرفته و بر علیه سیستم موجود شورش كرده یعنی مدرسه ایشان هم حتما به شیوه القایی داشتند درس میدادند مجری: اصلا مدرسه میرفتی ؟ امیرسام بهادر: من زمانی كه برنامه نویسی را شروع كردم یك سال شده بود كه مدرسه میرفتم من از 8 سالگی شروع كردم اقای مهندس قربانی: من یك چیزی میخواهم اضافه كنم به این سه بخش ببینید گیجی شما اینگونه برطرف میشود كه ما سیستم اموزشی مان الان در حالت دوم هست امیرسام بهادر: مهندس قربانیان یكی از همكاراهایم و اساتید بسیار ارجمند بنده هستند كه البته اگر خودم را لایق بدانم افتخار همكاری را با ایشان را دارم و ایشان واقعا در كمك كردن به من تاثیر بسیار زیادی داشتند اقای مهندس قربانی: ما با اقای بهادر در فیلد اموزش اول اشنا شدیم و من دیدم واقعا در كار خودش زحمت كشیده یعنی شبانه روز نشسته كار كرده دانشجو چون كه دنبال نمره هست دنبال درس نیست اكثرا مطالب جدید را نمیخواهد بگیرد و این یك معضلی است خوب است كه دانشجو ها بتواند پیش زمینه هایی را در دانشگاه یاد بگیرند و اگر استادی كسی از بیرون میاید كمكشان میكنند بپذیرند اقای امیر سام خودكار است یعنی خودش مطلب را پیدا میكند جستجو میكند نقاط ضعف و قوتش را شناسایی میكند تقریبا حدود 7 سال هست كه اشنا شدیم یك انقطاع بین اشناییمان بود در حد یك سال بعد مدت زمانی با من ماندگار شد و منو امیر سام دو تا برادر هستیم امیرسام بهادر: از انجایی كه در ایران به دنیا امده ام بیشتر میل داشتم و دارم كه در ایران فعالیت كنم به من ایمیل زدن گفتند كه برای همكاری اماده ایم هزینه پروژه های پژوهشی را هم ما تامین میكینم اما بنا به شرایطی كه من داشتم و این كه بودم ان طرف و زیاد محیط ان طرف را نمیپسندم ترجیح دادم در ایران فعالیت خودم را ادامه دهم مجری: در دست من یك كاغذ سفید است كه در ان یك چیزهایی نوشتم نوشته امیر سام سوم اسیا است در شركت سان ماكروسیستم كه اكثریت ان را ایرانی ها بنیان گذاری كردند در امریكا و همینجور نفر 5 برنامه نویسی است حالا میخواهم دو تا جمله بگویم ما شاهزاده های مادر زاد هستیم خلاصه متدن سازی است كه از ما یك قورباغه میسازد دكتر اریك برن میشود كسی را به زور دانشگاه فرستاد اما نمیشود به زور وادارد به فكر كردن كرد پیتر گرون درست است امیر سام امیرسام بهادر: درست است مجری: من كه هنوز نفهمیدم جریان چیست امیر سام واقعا دلت میخواست كه میرفتی مدرسه پشت میز مینشستی و مثل همه ادمها درس میخواندی امیرسام بهادر: خوب این كار را كردم ولی دلم هیچ وقت نیمخواست مجری: چرا ؟ امیرسام بهادر: برای انكه احساس میكنم همیشه محیط های بسته جلوی یكسری از چیزها را میگیرد مجری: یعنی چی محیطهای بسته ؟ امیرسام بهادر: ببینید وقتی به شما اجبار كنند یك موضوعی كه حتما طبق این استاندارد جلو بروید حتما فكرتان روی این مسئله باشد در صورتی كه شاید در زندگی واقعی این چیزها نباشد یا اصلا در زندگی كاری همچین مورد های پیش نیاد من همیشه دوست داشتم محیطم باز باشد به جای اینكه محیطی بسته باشد محیطی كه بتوانم همه كاركنم حتی اگر ربطی به كارم نداشته باشد مثلا این كه بشینم یك گوشه به در و دیوار نگاه كنم و این جز درس خواندم من محسوب شود كه بعضی موقع ها حوصله هیچ كس را نداشته باشم مجری: ان چه كه من از طلبگی میدانم این است یك انسان یك ادمی كه دنبال یك چیزی است یك چیزی را كه دوست دارد یك رشته ای كه خودش انتخاب میكند و علاقه مند است ان را تعقیب میكند استادش را خودش انتخاب میكند یا سیستمش را خودش انتخاب میكند كه چه جوری وارد ان مسئله بشود و بعد چیز مهمتر استاد شاگردش را انتخاب میكند یعنی این یك تعامل سه طرفه است كه یك چیزی به اسم طلبگی اتفاق میافتد یك سیستم بسیار قدیمی كه ارزوی شاید سیستم های اموزشی تمام دنیا است به نظر من كه ما روزی به جایی برسیم كه بتوانیم یك همچین هایی را در كلیت یك نظام اموزشی انجام بدهیم من درس خودم رشته خودم را انتخاب كنم استادم را انتخاب كنم استاد هم همانقدر حق دارد كه من را انتخاب كند وقت بگذارد با من باشد و این تعامل باعث میشود كه یك واقعه زیبا اتفاق بیفاتد ان چیزیكه شاید فكر كنم ویل دورانت است كه میگوید در تاریخ تمدنش اگر جامعه ای نتواند این حس طلبگی را از ان بگیری ان تمدن محكوم به شكست است از بین رفتن است و طلبگی اساس به وجود امدن تمدن ها است درست است دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: اتفاقا میخواستم یك تبصره ای به صحبتهای شما اضافه كنم ببینید شاید در شرایط فعلی دنیا این ویژگی هایی كه در روش اموزش طلبگی یا روش استاد شاگردی داشتیم محقق نشود كه دانش اموز معلمش را انتخاب كند دانشجو استادش را انتخاب كند و برعكس الان برای این راه حل پیدا كنند میگویند ما بیایم شرایطی را فراهم كنید كه وقتی دانش اموز یا معلم یا استاد یا دانشجو در تعالم با هم دیگر قرار میگیردند ان چیزی كه اصطلاحا به ان میگیوند لذت یادگیری دانش اموز و فراگیرنده از حضورش در ان محیط لذت ببرد مجری: اگر یك دانش اموزی مثل امیر سام الان در سیستم اموزشی ما قرار بگیرد در كلاس برایش چه اتفاقی میافتد؟ دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: من با اجازه تان یك مثال از دوران معلمی خودم میزنم من سالهای دهه 60 معلم بودم در اموزش پروش یك دانش اموزی داشتم كه خیلی متفاوت عمل میكرد من حالا یك جوری تحملش میكردم در كلاس ولی معمولا وقتی با كلاسهای دیگر كار داشتم میدیدم انها عمدتا اخراجش میكردند از كلاس ان بلا را سر من هم اورده بود یك بار من داشتم مجری: چند بار از كلاس بیرونت كردم ؟ امیرسام بهادر: تعدادش را نمیدانم مجری: چند بار دعوات كردند ؟ امیرسام بهادر: معمولا دعوام نكردند مجری: چرا از كلاس بیرونت كردند؟ امیرسام بهادر: چون مخل ارامش كلاس بودم مجری: پس دعوا كردند امیرسام بهادر: دعوا نكردند خیلی محترمانه میگفتند برو بیرون دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: یك باری كه من با این دانش اموز مسئله داشتم یك بار من داشتم تئوری اصل و قانون و را در فیزیك تدریس میكرم این دانش اموز دستش را برد بالا گفت اقا چرا اب در صد درجه به جوش میاید خوب من گفتم یك قانون است كلاس دوم راهنمایی گفت نمیتوانیم ان خانه ها به جایی این كه به صد قسمت تقسیم كنیم به دویست قسمت تقسیم كنیم بگویم در 200 درجه به جوش میاید من دیدم كه این دارد در قراردادها شك میكند و درست هم دارد میگوید یعنی حرف اشتباهی نمیزند دو سه تا مثال زدم من در كلاس تحملش میكردم این دانش اموز رفت دیپلم گرفت با معدل 02/10 دیپلم گرفت و من خبر داشتم با ما یك ارتباطی داشت بعد دیگر خبری از او نداشتیم تا سالها بعد اواخر دهه 70 كه من در اموزش و پروش مسئولیتی داشتم امد اداره من را پیدا كرد و دیدم كه این رفته و در شعبه كارخانه روزروز در اسكاتلند طراح ماشین شده این دانش اموز همیشه در كلاس فیزیك و علوم من زیر میزش مجله ماشین میخواند و این صندلیش را سوراخ كرده بود از انجا ورق میزد و از ان جا نگاه میكرد به كتابش و ورق میزد مجری: چند بار دعواش كردید؟ دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: نمیتوانم بگویم كه دعوایش نكردم خوب من هم چون دانش اموخته این نظام هستم یكی دو بار بیرون كردم ولی من بعدا میددم این همیشه بیرون است مجری: چه قدر دوستش داشتید ؟ دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: بعدها خیلی ان سالها واقعا مخل كلاسم بود و وقتی كه عصبانی میشدم میخواستم با او برخورد هم بكنم ولی بعدها كه دیپلم گرفت من میدیدم كه او یك تفاوتهایی دارد با بقیه بچه ها حالا ان نكته ای كه اول بحثمون امد ببیند اگر این دانش اموز من انموقع اگاه بودم به روشم و میدانستم و اجبار هم بالای سرم نبود به من میگفتند كه باید تا پایان سال تحصیلی فلان كتاب را تمام كنید و فلان تاریخ هم امتحان بگیری از ان طرف هم یك استثنا هم میذاشتند و این بود كه ممكن است كه سوالات را شما طرح كنید یعنی تو القایی القایی درس بدهید یعنی هیچ چیزی دیگر یعنی كار امیر سام و ادمهایی مثل امیر سام و معلمهای كه میخواهند با بچه هایشان كار كنند هیچی ولی ما باید شرایطی را فراهم كنیم و روشهایی را به دانش اموز و معلمها را یاد بدهیم كه اگر داشتیم این مثالی را كه میخواهم عرض كنم واقعی است دانش اموز كلاس دوم راهنمایی بلند شده راجع به سری ها در ریاضی صحبت كرده است معلمش به جای این كه به حرف او گوش كند به او گفته ادم نمیرود پیشاپیش كتاب برادرش را كه سوم دبیرستان است بخواند من میدانم كه سری ها در كتاب سوم دربیرستان هست پیشاپیش ادم نمیرود بخواند این دانش اموز میگفت اصلا من تا حالا چیزی به اسم سری ها را نخوانده بودم یعنی این دانش اموز برای اولین بار در ان كلاس ریاضی سری ها را كشف كرد و داشت با معلمش صحبت میكرد كه من این را كشف كردم ولی معلم چون غیر خلاقانه یاد گرفته میخواهد در یك زمان ازA برود به B یك كتاب را تمام كند سر موعدش امتحان بگیرد و این دانش اموز سر موعد این واحد را پاس كند مجری: حالا مشكل همین است بعد امیر سام چه قدر درد كشیدی ؟ امیرسام بهادر: زیاد از اینكه بقیه خیلی چیزها را نمیفهمند مجری: از اینكه خودت خیلی چیزهایی را میفهمیدی چه قدر درد كشیدی؟ امیرسام بهادر: ان هم خیلی زیادتر از سوال قبلی مجری: ان چیزی كه باعث گیجی ادم میشود این است كه ادمهای كه میخواهند در این مملكت جلوتر از حدشان بپرند بیشتر از ان چیزی كه دیگران در یك صف دارند میروند جلو بپرند ما باید با این ادمها چه كار كنیم من فكر میكنم كه امیر سامها در این مملكت كم نیستند واقعا زیاد هستند و اگر شرایطی پیش بیاید ان چیزی كه ویل دورانت میگوید طلبگی باعث به وجود امدن تمدن ها میشود ما هم یك مقدار سریعتر میپریم جلو انشا الله مملكتمان را خیلی سریعتر به انجاهایی میرسانیم كه حقمان است برسیم پس مشكل چیست اقای مهندس قربانی: ما دو تا مشكل بزرگ داریم ببینید من به عنوان یك استاد مدرس در حیطه دانشگاهی هم حتی باید خطی بروم جلوی یعنی اگر ان طوری نروم مسئولان بالاتر از من میگویند كه چرا این كار را كردید امیر سام زنگ زد كه یكی از استادها من را از كلاس انداخته بیرون حالا چه كار كنم گفتم هیچی با مدارا با او برخورد كن حتی یكی از اساتیدش بود كه پروژه فوق لیسانسش را ایشان برایشان نوشت مجری: امیر سام یك بار دیگر بگو چند سالت است؟ امیرسام بهادر: 20 سال مجری: من در 20سالگی خودم را دارم فكر میكنم خیلی مونده بود كه حركت بكنم خوب من پسری دارم كه اهنگ ساز است او 22 سالش است در سن 9 سالگی یكی از سریالهای من را موزیك متنش را ساخت بعد در 13 سالگی كارهای مختلفی كردند روزی من را بردند در هنرستان موسیقی استادهایش از من یك نوشته گرفتند كه تا مادامی كه درسش تمام نشده است دیپلمش را نگرفته حق اهنگ سازی ندارد من اینجا صحبت این را كردم كه چه جوری میشود یك ادمی كه بتهون در این سن موزیك ساخت این ادمها را ما باید اجازه بدهیم بسازند و بروند جلو گفتند نه قانون این است كه ایشان باید مثل همه برود جلو الان نباید مثلا فرض كنید هارمونی را بلد باشد و باید اینجوری برود جلو و ما هرچی داد زدیم نشد اخر سر یك نوشته دادیم كه من تعهد میكنم به عنوان یك پدر كه تا مادامی كه دبیرستانش تمام نشده ایشان حق اهنگ سازی ندارد امیرسام بهادر: بچگی من مثل بچگی بقیه خیلی دوران خوبی بود و كلا از بچگی علاقه خاصی به بازی داشتم بازی كامپیوتری دوست داشم یك روزی یك بازی طراحی كنم فكر هم نمیكردم روزی حالا به قول معروف بتوانم خیلی در كارم موفق بشوم به انجایی كه میخواستم رسیدم ولی دیگر علاقه ای به تولید یك بازی ندارم تاثیرگذاترین فرد در زندگی خودم اول مادرم بود در درجه دوم جناب استاد قربانیان بودند و خانم من هم در این مسئله تاثیر گذار بود و بستری را فراهم كرد كه بتوانم وقتی سر كارم كه هستم با خیال راحت كارم را انجام دهم من و خانم در یك هستیم مسئله كارمان كامل جدا است یعنی اصلا بحثی از كار نباید باشد حتی مطالعه در مورد كار ندارم وقتی می ایم خانه بیشتر مطالعاتم در شركت است پروژه هایی كه من انجام دادم از جمله این سیستم عامل كلا برای این است كه مشكلات زیادی را در شهر های بزرگ مثل تهران كه دچار ازدحام ترافیكی هستند به این شهرها كمك كنم ببینید به طور فرض شما داخل خانه تان هستید و امروز نمیخواهید بروید در محل كارتان به وسیله اینترنت وصل میشوید از خانه تان به سیستم عامل خود در شركت و میتوانید عكس از محل كارتان بگیرد یا اینكه خوب به طور مثال شما یك رباط دارید میخواهید یكسری عملیات را انجام دهید بدون اینكه حضور داشته باشید پزشكانی كه خارج از كشور می ایند این كار را انجام میدهند به این صورت است كه اینها از ان تلفن استفاده میكنند در كنارش به وسیله كارهای بسیار سنگین شبكه می ایند یك رباط را از راه دور كنترل میكند هم قابلیت این را دارد كه از طریق وب تصویر بیمار را نشان دهد و در عین حال تصویر ان جراحی كه میخواهد با ان فایل اجرایی خودش انجام دهد اختلاف زمانی مثلا المان و شهری كه شما هستید این را به خوبی مدیریت میكند و كارهای خاص خودش را دارد و خیلی كامل است سیستم های دیگری كه من فهرست سازی كردم میتوانم بگویم سیستم هر روزش تصویر فارسی و متن هستش از تصویر كه امكان دارد ان متن فارسی باشد میخواند و به صورت یك متن قابل ویرایش در اختیار شما میگذارد زندگی روزانه من یك خورده شبها دیرتر میخوابم علی رقم میل شدیدی كه به خواب دارم زود بلند میشوم روزهای جمعه را فقط مختص به خانواده است و ورزش بعضی موقع ها بنا به شرایطی كه هست مجبورم كمی از خانواده ام كم كنم و به كارم اضافه كنم در اینده متمایل هستم كه بیشتر بروم سمت مقوله مدیریت این سالها سالهایی است كه من به ان پختگی لازم رسیدم و از این سالها به بعد دیگر مجبورم كم كم خودم را بازنشسته كنم و بیشتر كارهای مدیریتی را انجام دهم تا اینكه دوباره بشینم پشت كامپیوتر و برنامه تولید كنم مجری: باز میخواهم دو تا جمله بگویم اموزش و پرورش امری است ستودنی اما گاه به گاه باید به یاد بیاوریم انچه ارزش اموزش دارد اموختنی است یك انسان عالم مسئول كشف حقیقت است طلبه است و جستجوگر حقیقت بیشمار و گسترده است پس یك طلبه باید هجرت كند از جهل به دانایی از پرسش به پاسخ از روكود به تازگی بعد از ابن سینا امیر سام دومین نفری است در دنیا كه ما امروز راجع به او حرف زدیم اقای دكتر بچه هایی كه مثل امیر سام هستند را شما بلاخره یك جوری ترانسفرش میكنید میروند بیرون خوب به كجا میروند دكتر مجدفر-كارشناس اموزشی: یا رهایشان میكنیم در بازار كار یا جامعه یا خیلی خوش شانس باشند تحویل میدهیم به دانشگاه مجری: خوب برویم طرف دانشگاه شما سلام اقای دكتر حق پناهی شما چند سالتان است ؟ دكتر حق پناهی: 51 سال مجری: چرا با امیر سام 20 ساله دوست هستید ؟ دكتر حق پناهی: دوستی من با امیر سام از طریق دوستان دیگری سبب شد و بسیار خوشحالم كه این شخصیت عزیز را میشناسم و در حدود سه ماه هم بیشتر نیست از موقعیت شناسایی كه من از امیر سام دارم مجری: امیر سام به لحاظ تحصیلات اكادمیك یا نرمال الان در چه در حدی است به نظر شما ؟ دكتر حق پناهی: به نظر من می اید كه امیر سام را باید با خودش قیاس كرد مجری: نه اگر بخواهیم مقایسه كنیم كجاست؟ دكتر حق پناهی: و با اشلهای شناخته شده دانشگاهی ما اجازه بدهید كه یك قالب های بسته است من در مقام پاسخ به این سوال برنیایم امیر سام امیر سام هست و امكان دارد كه یك نفر با مدرك لیسانس امیر سام نباشد یك نفر با مدرك فوق لیسانس هم امیر سام نباشد این به مفوم این نیست كه امیر سام لیسانس دارد یا فوق لیسانس دارد یا بالاتر از این ها است پس در واقع در این بحث از یك انعطاف پذیری خوب است صحبت كنیم كه راه را باز میكند هم برای سیستم شناخته شده اموزشی ما و هم راه باز است برای ورود امیر سام و امیر سامهای جدید پس بنابراین به امیرسام تبریك میگوییم كه حصارهای موجود را شكسته و توانسته در سنی كه ان مقدار نیست و گفته شد 20 سال به موفقیتی دست پیدا میكند كه برای این امیر سام چنین برنامه ای به وجود میاید مجری: امیر سام كیست ؟ دكتر حق پناهی: امیر سام یك شخصیتی است كه توانسته از باورهای بالقوه و خدادادی خودش درست استفاده كند از موقعیت تنگناهای موجود در نظام اموزشی به هر ترتیبی كه شده خواسته فرار كند چون صحبتهایی كه من در طول برنامه شما شنیدم حكایت از این میكرد معترض بوده به سیستم اموزشی و از نگاه خودش من تصورم است كه از همان ابتدا برای اینده برنامه داشته است یعنی با برنامه از ان سن 8-9 سالگی سراغ چنین حركتی رفته است كه امروز پشتوانه اش 12 سال سابقه اموزشی است نگوییم در موقعیت سنی كه همسنهای ایشان در موقعیت سال دوم دانشگاه هستند نه بلكه در واقع جلوتر برای اینده ای كه برنامه ریزی كرده حركت كرده برنامه اش را هم در واقع مورد توجه قرار داده و حتی این جسارت را داشته است در سن 12سالگی سر كلاس تدریس كار دانشگاهی برود و یا استاد مورد نظر به یك بحث دو سویه بپردازد هم به امیر سام باید تبریك گفت هم به ان دوست و عزیزی كه در واقع اجازه داده است یك نفر 12ساله در كلاسش حاضر بشود و با او بحث كند و باورهای او را قوی تر كند مجری: امیر سام كجا ایستاده است ؟ دكتر حق پناهی: امیرسام در جایی ایستاده كه از یك نگاه با نظام دانشگاهی اگر من بخواهم نگاه كنم قابلیت اندازه گیری برایش ندارم ولی وقتی كه با انعطاف پذیری بیشتر و افق دید بازتر به اموزش نگاه میكنم امیرسام در واقع در جای مناسب خودش ایستاده كه كشور باید به امیر سامها افتخار كند مجری: ما اگر بخواهیم از امیرسام ها استفاده كنیم چه كار باید بكنیم شما در یك سیستم اموزشی دانشگاهی مملكت دارید فعالیت میكیند دكتر حق پناهی: تصور من هست كه فقط از امیرسام نیست كه ما میخواهیم استفاده كنیم اجازه بدهید كه من چند لحظه به اموزش از یك نگاه دیگری وارد بشوم اموزش در صحنه جهانی امروز به هر ترتیبی كه شما در بخش دولتی و غیر دولتی نگاه كنید تولید یك محصول است یك پروتاكت است پس در واقع امیر سام یك محصول است چگونه باید بگویید كه از این محصول باید استفاده كرد و ان توانمندی مدیریت است كه از امیرسام مستقل است بحث دانشگاهی مستقل است نحوه یادگیریش به توانمندی بالقوه او دارد نگاه میكند و این فرد را در جای مناسب قرار میدهد چیزی كه مطمئنا در خارج از ایران نه تشویق باشد برای رفتن بیرون از ایران در ان نظام فرد را در جای مناسب قرار میدهند بنابراین فرد مناسب برای جایگاه كاری مناسب ما اگر پس با این نگاه به اموزش نگاه بكنیم چه امیرسام از نظام اموزش عالی سنتی ما تغذیه اموزش كرده باشد چه از موقعیت توانمندی های بالقوه بالاتر و یافته های غیر از اموزشهای كلاسیك ورود به عرصه توانمندیش را مورد توجه قرار بدهیم امیرسام یك محصول است چنان كه فرزند شما هم با ان تعهدی كه با ان مجموعه دادید یك پروداكت بوده چنانكه دوستان دیگری كه در این مجموعه برنامه شاهد بحثهای ما هستند یا پروداكت هستند یا در اینده یك محصول هستند پس در واقع جایگاه كاری كه برای امیرسام مورد توجه است باید متناسب به شان و منزلت و جایگاه علمی توان امیر سام باشد مجری: ولی اگر امیر سام بخواهد وارد یك حیطه كلاسیك و روتین اموزشی در این مملكت شود و بخواهد از وجود ایشان استفاده بشود یك متر وجود دارد باید دكتری داشته باشد امیر سام را الان میشود دكتری به او داد دكتر حق پناهی: من یقینا مخالفت ذهنی با ان متر دارم ان متر را قالب خشك میدانم به همه میگوید به راست راست به چپ چپ به همه میگوید كه از یك منو استفاده كنید منو معمولا برای غذا است ما در واقع خطكشمان توانمندیمان را اندازه بگیرد نه كاغذی به نام مدرك دانشگاه اگر ان كاغذ مد نظر باشد من به امیرسام نمیگویم برو دكتری بگیر چون گمشده امیر سام اگر دكتری است اشتباه كرده است باید در غل و زنجیر سیستمی خودش را قرار بدهد كه یافته های خودش را باید موقت هم كه شده بگذارد كنار و به اموخته هایی توجه كند كه علاقه به ان ندارد از ان دوری جسته است پس من اجازه میخوام از این صحنه به كلیه همكارانی كه در عرصه اموزش عالی نگاه میكنند به این برنامه توجه میكنند بگویم كه كشور برای ورود به عرصه ایران 1404 كه میگوید مهمترین محور داشتن كشوری است دانایی محور برای رسیدن به دانایی محور مسیرهای گوناگون باید وجود داشته باشد به عبارت دیگر كسی نیست در صحنه ای كه نام كشورش قرار است باشد ایران با ویژگی دانایی محور از اموزش دور باشد بعضی ها تندتر میدوند نمونه اش امیرسام است میگوید من در واقع گمشده خودم را خیلی زودتر پیدا كردم حالا اگر امیر سام را یك درجه بیاورم عقبتر فرزندی را شهروندی را من مورد توجه قرار بدهم كه نیاز دارد دستش را بیشتر بگیریم گمشده او این است كه برای اینده اش برنامه ندارد و در سیستم فعلی ما اموزش هم برایش جایگاهی ندارد یعنی محكوم است كه نداند پس چگونه میتوان با این پارادوكس برخورد كرد چگونه میتوان گفت كه ایران ورودی دارد مبارك برای ایران 1404 و دانایی محور را مهمترین ویژگی خودش میخواهد قرار بدهد ولی به همه بگوید از یك مسیر و تقریبا یك منو اموزشی بدون انعطاف پذیری این را من به نظرم میاید خوب است كنكاش بیشتر كنیم نه لزوما در قالب این برنامه كه یقینا شما و تهیه كنندگان این برنامه بیشتر توجه دارید كه ویژگی شخصی و ویژگی های امیرسام نوعی را مورد توجه قرار بدهید ما الان هرچه دانشمند داریم برای ایران امروزمان افتخار هستند ولی مطمئنا كافی نیستند ما در عرصه ورود به تولید دانش جهانی و تولید در واقع دانشمند راه هایی جدیدتر را باید جلوی جوانان این مرز و بوم قرار دهیم مجری: استاد یك سوال اگر ما بخواهیم از امیرسام استفاده كنیم از تجربیاتش در محیط دانشگاهی میتوانیم یا نه؟ دكتر حق پناهی: در فضای فعلی خیر مجری: امیر سام یك سوال دوباره میخواهم یك سوال كنم اول از همه معذرت میخواهم از تو بابت این كه امیرسام هستی برای اینكه داری طلبگی میكنی برای اینكه راه متفاوتی را میروی كه دیگران نمیروند برای اینكه دوست داری زندگی ات را به شكلی ادامه بدهی كه دیگران نمیفهمند من از تو معذرت میخواهم بابت این كه بیشتر از سنت میدانی من شرمنده تو هم بابت این كه زیاد میفهمی امیرسام بهادر: خودم را نابغه نمیبینم مجری: من از تو معذرت میخواهم درد دلت چیست ؟ امیرسام بهادر: زیاد است مجری: درد امیرسام بودن چیست ؟ امیرسام بهادر: این كه هیچ كس ادم را نفهمد این كه هیچ چیزی نباشد هیچ ریفرنسی نباشد كه ادم به ان رجوع كند و بگوید خوب من از این ریفرنس دارم استفاده میكنم ببینید شما وقتی یك كاری را میكیند خوب خیلی راحت میپرسید كسی كه تجربه دارد منتها اگر پا در جایی بگذارید كه كسی تجربه ندارد و حداقل دور و اطرافیانی كه در ان زمینه كاری دارند فعالیت میكنند تجربه عمیق ندارند خیلی سخت است مجری: ما صحبتمان اینجوری شروع كردیم كه طلبگی یك ارزش است ما صحبتمان را اینجوری شروع كردیم كه طلبگی راه رسیدن ما به تمدن است ما اینجا صحبت از این كردیم كه طلبگی سیستم های طلبگی ارزوی بشر است در سیستمهای اموزشی ما از طلبه بودن و از طلبگی صحبت كردیم چه جور میشود كه طلبگی و طلبه بودن میشود درد ادم امیر سام تنهایی ؟ امیرسام بهادر: اره ،خیلی مجری: اواها بسیار است نجواها بیشمارتر مصلت اندیش در هم تنیده ناواضح گنگ اما این كه طلبه است میداند تنها به ندای درون و عطش بی پایان خویش است كه میتوان دلسپرد در مسیر پیشارویی فضاها مه الود است راه ها پیچاپیچ سنگلاخ اما انكه طلبه است میداند مسافر صبور راه های روشن است در تاریكی به انتظار روز بنشیند و در مه رویاهای خود را مرور میكند او میداند در چند راهه ها و بیراهه ها چگونه اطمینان كند و چگونه مراد راهش را برگزیند و در راه چگونه گام بردارد پر تلاش بی خستگی امیدوار او میداند دیگر تنها طلبگی است كه دانایی میاورد و هنوز تنها دانایی است كه توانایی می اورد